Home  Feed  Email
شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٦

یک بنز۲۲۰ قرمز که از تمیزی جدید به‌نظر می‌رسد، پشت پنجره پارک شده است؛ ازش عکس می‌گیرم و برای خواهرم می‌فرستم. عاشق اینجور ماشین‌هاست. عشق می‌کند با دوستش که شورولتی قدیمی دارد توی خیابان‌ها بچرخند. ماشین قدیمی، دوست قدیمی. البته دوستش نسبتاً جدید است ولی جدیدی است که قدیمی به‌نظر می‌رسد. عکس بنز را می‌فرستم و به‌به و چه‌چه دریافت می‌کنم و بعد به دوست ازلی‌ام پیغام می‌دهم که آیا بله؟ و «بعله» دریافت می‌کنم.

+ پیامها ۱:۳٠ ‎ق.ظ

آرشیو

اردیبهشت ٩٦ ::  فروردین ٩٦ ::  اسفند ٩٥ ::  بهمن ٩٥ ::  دی ٩٥ ::  آذر ٩٥ ::  آبان ٩٥ ::  مهر ٩٥ ::  شهریور ٩٥ ::  امرداد ٩٥ ::  تیر ٩٥ ::  خرداد ٩٥ ::  اردیبهشت ٩٥ ::  فروردین ٩٥ ::  اسفند ٩٤ ::  بهمن ٩٤ ::  دی ٩٤ ::  آذر ٩٤ ::  آبان ٩٤ ::  مهر ٩٤ ::  شهریور ٩٤ ::  امرداد ٩٤ ::  تیر ٩٤ ::  خرداد ٩٤ ::  اردیبهشت ٩٤ ::  فروردین ٩٤ ::  اسفند ٩۳ ::  بهمن ٩۳ ::  دی ٩۳ ::  آذر ٩۳ ::  آبان ٩۳ ::  مهر ٩۳ ::  شهریور ٩۳ ::  امرداد ٩۳ ::  تیر ٩۳ ::  خرداد ٩۳ ::  اردیبهشت ٩۳ ::  فروردین ٩۳ ::  اسفند ٩٢ ::  بهمن ٩٢ ::  دی ٩٢ ::  آذر ٩٢ ::  آبان ٩٢ ::  مهر ٩٢ ::  شهریور ٩٢ ::  امرداد ٩٢ ::  تیر ٩٢ :: 


برچسبها

دیگران ::  بیدل ::  کالیفرنیا ::  سیمرغ ::  چای ::  نامه ::  سوئینی‌تاد ::  وبلاگ‌نویسی ::  زن ::  ادوارد دست‌قیچی ::  سپهری ::  حافظ ::