Home  Feed  Email
یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٢

شانه‌ام را می‌دهم بالا و بین گردن و ترقوه‌ام کاسه‌ای درست می‌شود. پر آبش می‌کنم. کفتری توی حیاط‌خلوتی که پنجرهٔ حمام بهش باز می‌شود افتاده و پرپر می‌زند. می‌توانم توری پنجره را پاره کنم و بهش از همین‌کاسه آب بدهم و رهایش کنم. خراب‌کردن توری عاقلانه نیست! گربه‌شور می‌کنم و می‌پرم بیرون. کفتر گیرکرده پرپر می‌زند مثل من در موقعیتی مشابه. دستی که می‌تواند کمکم کند لابد عاقلانه دریغ می‌کند.

+ پیامها ٥:٠٦ ‎ب.ظ

آرشیو

اردیبهشت ٩٦ ::  فروردین ٩٦ ::  اسفند ٩٥ ::  بهمن ٩٥ ::  دی ٩٥ ::  آذر ٩٥ ::  آبان ٩٥ ::  مهر ٩٥ ::  شهریور ٩٥ ::  امرداد ٩٥ ::  تیر ٩٥ ::  خرداد ٩٥ ::  اردیبهشت ٩٥ ::  فروردین ٩٥ ::  اسفند ٩٤ ::  بهمن ٩٤ ::  دی ٩٤ ::  آذر ٩٤ ::  آبان ٩٤ ::  مهر ٩٤ ::  شهریور ٩٤ ::  امرداد ٩٤ ::  تیر ٩٤ ::  خرداد ٩٤ ::  اردیبهشت ٩٤ ::  فروردین ٩٤ ::  اسفند ٩۳ ::  بهمن ٩۳ ::  دی ٩۳ ::  آذر ٩۳ ::  آبان ٩۳ ::  مهر ٩۳ ::  شهریور ٩۳ ::  امرداد ٩۳ ::  تیر ٩۳ ::  خرداد ٩۳ ::  اردیبهشت ٩۳ ::  فروردین ٩۳ ::  اسفند ٩٢ ::  بهمن ٩٢ ::  دی ٩٢ ::  آذر ٩٢ ::  آبان ٩٢ ::  مهر ٩٢ ::  شهریور ٩٢ ::  امرداد ٩٢ ::  تیر ٩٢ :: 


برچسبها

دیگران ::  بیدل ::  کالیفرنیا ::  چای ::  سیمرغ ::  نامه ::  سوئینی‌تاد ::  وبلاگ‌نویسی ::  زن ::  ادوارد دست‌قیچی ::  سپهری ::  حافظ ::